ماجرای قطع و وصل شدن برخی سرویسهای اینترنتی در ایران، مثل این است که صاحبخانهای برای میهمانش فرش پهن کند، اما از آن طرف شروع کند به آب و جارو کردن خانه؛ میهمان بیچاره هم میماند که بالاخره باید روی فرش بنشیند یا خیلی محترمانه خداحافظی کند. نمونهاش ماجرای گیتهاب برای برنامهنویسان است؛ سرویسی که یک روز در فهرست دسترسی قرار میگیرد و روز دیگر ناگهان از دسترس خارج میشود، بیآنکه کسی توضیح روشنی درباره چرایی این اتفاق بدهد.
حدس و گمانها
«فرارو» خبر داده در هفتههای اخیر کاربران زیادی گزارش دادهاند برنامهنویسان، از داخل ایران دیگر نمیتوانند به «گیتهاب» دسترسی داشته باشند. این اتفاق در حالی رخ داده که اواخر فروردین، بعد از حدود ۵۰ روز اختلال گسترده اینترنت، نام گیتهاب به اصطلاح وارد «لیست سفید» اینترنت ایران شد؛ یعنی در میان سرویسهایی قرار گرفت که قرار بود دسترسی به آنها بدون مشکل امکانپذیر باشد. اما حالا کمتر از یک ماه بعد، ظاهراً تصمیم گرفته شده این سرویس دوباره از فهرست سفید خارج شود و برگردد سر خانه اولش؛ آن هم طبق معمول بدون اینکه توضیح رسمی و شفافی درباره دلیل این تغییر ارائه شود. برای همین، برخی کاربران و فعالان حوزه فناوری حدس میزنند یکی از دلایل احتمالی این است که برخی کاربران از گیتهاب برای انتشار یا دسترسی به ابزارهای دور زدن فیلترینگ استفاده میکنند. استدلالشان هم این است که بسیاری از پروژههای متنباز مرتبط با ابزارهای اینترنتی، ازجمله ابزارهای مربوط به حریم خصوصی یا عبور از محدودیتهای شبکه، روی گیتهاب میزبانی میشوند. بنابراین خیلی دور از ذهن نیست که سیاستگذاران ترجیح بدهند به جای برخورد موردی با پروژههای مشخص، صورتمسئله را پاک کنند و کل پلتفرم را از دسترس خارج کنند؛ روشی که البته ممکن است در کوتاهمدت جواب بدهد اما معمولاً هزینههایش بسیار فراتر از هدف اولیه است.
موتور محرک همکاریهای جهانی
ممکن است بپرسید اصلاً گیتهاب چیست که قطع و وصل شدنش اینقدر برای برنامهنویسان اهمیت دارد؟ اگر بخواهیم خیلی ساده توضیح بدهیم، گیتهاب چیزی شبیه یک شبکه اجتماعی مخصوص برنامهنویسان است. همانطور که مردم در شبکههای اجتماعی عکس، ویدئو یا نوشتههایشان را به اشتراک میگذارند، برنامهنویسان هم در گیتهاب کدهای نرمافزاری خود را منتشر میکنند. با این تفاوت که اینجا خبری از لایک و استوری نیست و آدمها با کد با هم حرف میزنند. علاوهبراین برنامهنویسان میتوانند از سراسر جهان در این فضا پروژههای خود را ذخیره کنند، آنها را با دیگران به اشتراک بگذارند و با همکارانی که شاید هزاران کیلومتر آنطرفتر نشستهاند روی یک پروژه مشترک کار کنند. درواقع گیتهاب را میتوان یکی از مهمترین زیرساختهای توسعه نرمافزار در جهان دانست. میلیونها پروژه متنباز و تجاری روی این پلتفرم قرار دارند؛ از کتابخانههای کوچک برنامهنویسی گرفته تا پروژههای بزرگ شرکتهایی مثل گوگل و مایکروسافت. برای بسیاری از توسعهدهندگان، گیتهاب علاوهبر محل نگهداری کدها، نوعی رزومه زنده است؛ چون هم فعالیتهای واقعی یک برنامهنویس قابل مشاهده است و هم کارفرمایان میتوانند مهارتهای او را از روی پروژههایش ارزیابی کنند. البته یکی از دلایلی که این پلتفرم چنین جایگاه مهمی پیدا کرده، ارتباط آن با ابزاری به نام «گیت» - یک سیستم مدیریت نسخه - است؛ یعنی ابزاری که کمک میکند تغییرات کدها در طول زمان ثبت و کنترل شود. تصور کنید چند نفر همزمان روی یک پروژه کار میکنند. یکی بخشی از کد را تغییر میدهد، دیگری قابلیت جدیدی اضافه و نفر سوم هم باگهای قبلی را اصلاح میکند. اگر قرار باشد همه این تغییرات بدون نظم خاصی انجام شود، احتمال بههمریختگی پروژه بسیار زیاد خواهد بود. گیت این مشکل را حل و همه تغییرات را با دقت ثبت میکند. سپس گیتهاب همین سیستم را روی اینترنت قرار میدهد و امکانات بیشتری به آن اضافه میکند. به بیان سادهتر، گیت ابزار است و گیتهاب پلتفرمی است که آن ابزار را در قالب یک فضای آنلاین و تیمی در اختیار برنامهنویسان قرار میدهد. نتیجه این ترکیب، محیطی شده که توسعهدهندگان میتوانند در آن پروژهها را ذخیره و تغییرات را مدیریت کنند و با دیگران همکاری داشته باشند.
پرسش بدون پاسخ
این پلتفرم قابلیتهای خیلی زیاد دیگری هم دارد. مثلاً برنامهنویسان میتوانند نسخههای مختلف کد را در آن ثبت و تغییرات را پیگیری کنند و اگر جایی اشتباهی پیش آمد، خیلی خونسرد به نسخههای قبلی برگردند. از آن طرف، گیتهاب اجازه میدهد چند نسخه موازی از یک پروژه هم وجود داشته باشد. مثلاً اگر توسعهدهندهای بخواهد قابلیت تازهای را امتحان کند، میتواند یک شاخه جداگانه بسازد و با خیال راحت روی آن آزمایش کند؛ بدون اینکه نسخه اصلی پروژه قربانی کنجکاویهای فنی شود. وقتی کار تمام شد تغییرات دوباره به پروژه اصلی برگردانده میشود. علاوه بر این امکانات پایه، گیتهاب ابزارهای دیگری هم دارد که فرایند توسعه نرمافزار را سادهتر میکند. مثلاً سرویس GitHub Pages به کاربران اجازه میدهد یک وبسایت ساده را مستقیم از روی پروژه خود منتشر کنند؛ یعنی از دل همان جایی که کد نوشته میشود، میشود یک سایت هم بالا آورد. حالا با توجه به چنین نقشی، طبیعی است که قطع دسترسی به این پلتفرم برای برنامهنویسان دردسرساز شود. بسیاری از توسعهدهندگان برای کار روزمرهشان به آن وابستهاند و وقتی دسترسی به چنین سرویسی محدود میشود، میتواند روی روند توسعه نرمافزار، فعالیت شرکتهای فناوری و حتی فرصتهای شغلی برنامهنویسان هم تأثیر بگذارد. در دنیای امروز که بسیاری از پروژههای فناوری ماهیتی جهانی دارند، قطع ارتباط با یکی از مهمترین بسترهای همکاری آنلاین عملی غیرعقلانی است.درنهایت اگر سرویسی برای کار حرفهای و توسعه فناوری ضروری است، چرا باید دسترسی به آن دائماً میان وصل و قطع در نوسان باشد؟ تا زمانی که پاسخ شفافی برای این پرسش داده نشود، وضعیت نه برای کاربران قابل پیشبینی خواهد بود و نه برای اکوسیستم فناوری چندان مفید و سودمند.




نظر شما